مِن باب نوشتن و ننوشتن و غیره همین یک پاراگراف از سرهرمس مارانا که نقل به مضمون از همینگوی فقید است را بخوانید و بعد هم خودتان را غرق کنید در دریای عمیق نوشتن,هرچه مغروق تر,سرزنده تر...:
آقای همینگوی در آن شاهکتابشان، در آن کتاب بالینی همهی آن انسانهایی که یکجوری یکجایی از وجودشان همیشه میخارد برای نوشتن، در «پاریس، جشن بیکران»شان، توصیهی غریبی دارند برای آن لحظههایی که آدم «قفل» میشود. لحظههایی که نمیداند از کجا شروع کند به گفتن، به نوشتن. میفرمایند که از یک جملهی «واقعی» شروع کنید. رویا نبافید. استعاره و متافور و الخ نبافید. اغراق نکنید. جادو نکنید. پشتک نزنید. غلیظ نباشید...